شماره تلفن‏هاى رایگان (Toll Free) و شماره‌های اطلاعات و تفریحات

در کانادا (و آمریکا) شماره‏هاى Toll Free یا رایگان که با پیش شماره های 800، 888، و 877 مشخص مى‏شوند، توسط مشاغل مختلف، سازمان‏ها و نمایندگى‏ها، و ادارات دولتى ارائه مى‏گردند. بسیارى از این سازمان‏ها و مشاغل، شماره‏هاى رایگان خود را در مکاتبات، آگهى‏هاى تبلیغاتى و بر روى تمامى اسناد و مدارک خود ارائه کرده و معمولاً در راهنماى تلفن و در کنار شماره تلفن‏هاى معمولى خود به شماره تلفن رایگان نیز اشاره مى‏کنند. اکثر شماره‏هاى رایگان براى تماس گیرندگان راه دور است (معمولاً براى تماس گیرندگان محلى شماره محلى ارائه مى‏شود). با بسیارى از شماره تلفن‏هاى رایگان مى‏توان از خارج از آمریکاى شمالى نیز تماس گرفت که البته ممکن است رایگان نباشد. براى کسب اطلاع از شماره‏هاى رایگان مى‏توانید با دایرکتوری شماره های رایگان کانادا (به شماره تلفن 1212 555 800-1)تماس بگیرید.
نکته مهمی که در اینجا باید به آن اشاره کنم این است که شماره تلفن‏هاى رایگان را با شماره‏هاى اطلاعات و مراکز تفریحى و سرگرمى که با شماره 900 شروع مى‏شوند و تماس با آنها گران است اشتباه نگیرید. با تماس با شماره تلفن‏هاى مربوط به اطلاعات مى‏توانید به اطلاعات مختلفى در زمینه موضوعاتى مانند بهداشت و سلامت، آب و هوا، وضعیت جاده‏ها و ورزش دست یابید. شماره‏هاى مربوط به سرگرمى و تفریحات خطوط موسیقى، خطوط گفتگو، مسابقات، طالع بینى، و غیره را شامل مى‏شود. معمولاً این شماره ها توسط کلاهبردارانى ارائه مى‏شود که پیشنهادات‏شان آنقدر خوب است که نمى‏تواند واقعیت داشته باشد، مانند کسانى که پیشنهاد اعتبارهاى تضمینى یا وام‏هاى نقدى با سود خیلى کم را ارائه مى‏کنند. به خاطر داشته باشید که این شرکت‏ها معمولاً از طریق پولى که از مکالمات مشتریان خود بدست مى‏آورند، زندگى مى‏کنند. هر چه مکالمه طولانى‏تر باشد، سود بیشترى مى‏برند. در واقع استفاده از شماره‏هاى اطلاعات / سرگرمى یک صنعت رو به رشد چندین میلیون دلارى است. معمولاً هزینه مکالمات آن دقیقه‏اى حدود 1 دلار و 99 سنت تا 9 دلار و 99 سنت است. البته در برخى از شماره‏ها هزینه حداکثرى وجود ندارد. از برقرارى تماس با شماره تلفن‏هاى تبلیغاتى که هزینه تماس به روشنى در آنها بیان نمى‏شود، خوددارى کنید. همچنین در نظر داشته باشید برخى از اطلاعاتى که از طریق تماس با این تلفن‏ها قابل دسترسى است را مى‏توان به طور رایگان و از طریق تماس با خدمات عمومى و دولتى بدست آورد.
بیشتر شرکت‏هاى تلفن داراى خدماتى هستند که مى‏توانید با استفاده از آنها تماس با شماره‏هاى داراى پیش شماره 900 (و حتى برقرارى تماس‏هاى راه دور) را مسدود کنید. در صورتى که از یکى از شماره‏هاى داراى پیش شماره 900 شکایتى داشته باشید، مى‏توانید با Canadian Radio-Television & Telecommunictions Commission (با شماره تلفن 2782 249-877 و آدرس اینترنتى www.crtc.gc.ca) تماس بگیرید.

نوشتن دیدگاه

مهاجر تازه وارد و سرقت هویت

زندگی در کشور پیشرفته‌ای مانند کانادا علاوه بر اینکه مزایای غیر قابل انکاری را در اختیار مهاجرتازه وارد قرار می‌دهد، پیچیدگی‌ها خاصی را نیز به دنبال دارد که ممکن است در کشور قبلی محل سکونت فرد یا اصلا وجود نداشته و یا شدت آن به اندازه‌ای نبوده است که حساسیت عموم را برانگیزد و توجه‌ خاص آنان را بطلبد. یکی از این موارد که مقامات رسمی آن را تخلفی روبه گسترش در آمریکای شمالی می‌دانند، دزدی هویت یا Identity Theft است که مهاجران تازه وارد و اصولا کلیه ساکنین کشورهای پیشرفته‌ای مانند کانادا باید به درستی ابعاد آن را بشناسند و برای حفاظت از اطلاعات شخصی خود اهمیت خاصی قائل شوند.
دزدی هویت عبارتست از جمع آوری و استفاده از اطلاعات شخصی افراد حقیقی یا حقوقی به صورت غیر مجاز و به منظور کسب منافع غیر قانونی. سارقان هویت قادرند با استفاده از نام، تاریخ تولد، آدرس، شماره بیمه اجتماعی (SIN)، شماره و مشخصات حساب بانکی، شماره کارت اعتباری، و سایر اطلاعات شخصی افراد به نام ایشان حساب بانکی بازکرده، تقاضای کارت اعتباری نموده، وام و تسهیلات بانکی و دولتی گوناگون دریافت کرده، اتومبیل و تجهیزات مختلفی را خریداری یا اجاره نموده، و یا حتی به استخدام کارفرمایی درآمده و در نهایت انبوهی از صورتحساب‌های پرداخت نشده و بدهی‌های معوق را برای شخص قربانی باقی گذاشته و سابقه اعتباری وی را مخدوش کنند. برای اینکه خوانندگان عزیز با ابعاد مشکل و نرخ رو به گسترش آن در امریکای شمالی بیشتر آشنا شوند بد نیست اشاره ‌کنم که شکایات مرتبط با دزدی هویت در ایالات متحده امریکا از 31,117 مورد در سال 2000 به 161,819 شکایت در سال 2002 افزایش یافته یعنی طی تنها دو سال با 5 برابر رشد روبرو بوده است. در کانادا نیز هرچند تعداد شکایات در دوره زمانی مشابه کمتر بوده است اما نشانگر نرخ رشد تقریبا یکسانی است. در حال حاضر دو دفتر اعتباری مهم کانادا یعنی Equifax و Trans Union هر کدام هرماهه 1400 تا 1800 مورد شکایت مربوط به سرقت هویت را دریافت می‌کنند.

به طور خلاصه موارد زیر را می‌توان به عنوان روشهای عمومی مقابله با پدیده سرقت هویت برشمرد:

  • کلیه کارت های اعتباری خود را به محض دریافت امضا کنید و کارت‌هایی را که استفاده نمی‌کنید کنسل نموده و از بین ببرید.
  • فهرستی از تمام کارت‌های اعتباری مورد استفاده تهیه نمایید تا به محض گم شدن هریک با شرکت صادر کننده تماس گرفته و با ارائه شماره کارت آن را غیر فعال نمایید.
  • تنها کارت‌های مورد نیاز را حمل کنید و تا حد امکان از به همراه داشتن کارت‌های هویتی به خصوص کارت SIN خودداری کنید.
  • هر ماه صورتحساب‌های مربوط به کارت‌های اعتباری و حساب‌های بانکی خود را به دقت بررسی کنید و هرنوع مورد مشکوکی را گزارش و پییگیری نمایید.
  • توجه داشته باشید که زیر و رو کردن زباله‌ها یکی از روشهای برخی سارقان هویت به منظور فراهم کردن اطلاعات مورد نیازشان است. بنابراین برگه‌های صورتحساب، نامه‌ها، پاکت‌های نامه، و اصولا هر نوع کاغذ و یادداشتی که نام و آدرس، مشخصات مالی، شماره کارت اعتباری، شماره بیمه اجتماعی، شماره بیمه درمانی، عکس و یا سایر اطلاعات شخصی شما در آن وجود دارد را قبل از دور انداختن و بوسیله دستگاه‌ کاغذ خورد کن یا shredder رشته رشته کنید و یا اگر این دستگاه را در اختیار ندارید اعداد و اطلاعات مذکور را با استفاده از خودکار یا ماژیک از بین ببرید.
  • حداقل سالی یک مرتبه گزارش اعتباری خود را از طریق دفاتر صدور گزارش اعتباری تهیه کرده و مطمئن شوید که فعالیت یا بدهی‌ مشکوک و غیر قابل قبولی در آن وجود ندارد.
  • به طور کلی نسبت به در اختیار گذاشتن اطلاعات شخصی به خصوص از طریق اینترنت و تلفن مراقب باشید و هنگامی که ناگزیر به ارائه اطلاعات هستید، به حداقل مورد نیاز اکتفا نموده و حدالامکان از رد و بدل کردن اطلاعات مهم از طریق اینترنت (به خصوص اینترنت بیسیم) یا تلفن (به خصوص تلفن بیسیم) خودداری کنید و در صورت امکان از مودم‌هایی استفاده کنید که داده‌ها را قبل از ارسال کُد گذاری کرده و به رمز درمی‌آورند.
  • بانکها و شرکت های کارت اعتباری برای ارتباط با مشتریان خود از ایمیل استفاده نمی‌کنند و یا حد اقل پیغامهای مهم را از طریق ایمیل برای مشتری خود نمی فرستند و در این موارد همواره از ارسال نامه بوسیله پست استفاده می کنند. بنابراین هیچگاه به ایمیل‌هایی که به ظاهر توسط بانک یا شرکت کارت اعتباری ارسال شده و اطلاعات شخصی شما را درخواست می‌کنند، اعتماد نکنید.
  • اگر برگه‌های صورتحساب یا نامه‌‌هایی را که هرماهه و در دورهای زمانی مشخص ارسال می‌شوند را دریافت نکرده‌اید و مشکوک به redirect شدن نامه‌هایتان توسط شخص سومی هستید با اداره پست تماس بگیرید.
  • در انتخاب اسم رمز (password) و یا شماره pin دقت کنید و از برگزیدن اسامی رمز آسان و مواردی که بر اساس اطلاعات شخصی شما و به راحتی قابل حدس زدن هستند، اجتناب کنید.

نوشتن دیدگاه

نکاتی برای مهاجرت موفق به کانادا

اگر قصد دارید برای مهاجرت به کانادا اقدام کنید، در نظر داشتن نکات زیر می‌تواند در موفقیت شما تأثیر به سزایی داشته باشد. این نکات شاید در نظر اول ساده و پیش پا افتاده به نظر برسند ولی می‌توان ریشه بسیاری از تأخیراتی که در بررسی پرونده متقاضیان بروز می‌کند را در همین نکات یافت:

  1. هنگام تکمیل فرم‌های مهاجرتی اطمینان حاصل کنید که تمام اسناد و مدارک لازم از قبیل شناسنامه و کارت ملی، سند ازدواج، گواهی پایان خدمت، پاسپورت، مدارک تحصیلی، سوابق کاری، و … را در اختیار دارید و مطمئن شوید که کلیه مدارک خواسته شده را بدون کم وکاست ارسال کنید. از آنجا که اداره شهروندی و مهاجرت کانادا مدارکی که به زبان انگلیسی یا فرانسوی نباشد را نمی‌پذیرد بسیار مهم است که تمام مدارک فارسی را از طریق یک دارالترجمه رسمی به انگلیسی ترجمه کنید. توصیه می‌شود حداقل 2 تا 3 نسخه از ترجمه هر مدرک را تهیه کنید و همواره یک کپی از پرونده‌ای که ارسال کرده اید را در اختیار داشته باشید زیرا فرایند کسب اقامت دائم کانادا معمولا زمان بر است و شما همیشه باید بدانید که چه اطلاعاتی را ارسال کرده اید و چه تغییراتی در پرونده شما اتفاق افتاده است تا هنگام ارسال اطلاعات تکمیلی یا در هنگام مصاحبه احتمالی دچار تناقض گویی نشوید.
  2. پس از اقدام به مهاجرت و ارسال فرم‌های تقاضا، اگر ارسال اطلاعات یا مدارک دیگری درخواست شد، موارد درخواستی را به فوریت تهیه کنید و بفرستید. مسئولان بررسی کننده پرونده از شما انتظار دارند که مدارک و اطلاعات درخواستی را هرچه سریعتر در اختیارشان قرار دهید و ممکن است پرونده را تنها در بازه زمانی مشخصی در جریان نگاه داشته و هر گونه سهل انگاری از ناحیه شما در این زمینه می‌تواند روند بررسی پرونده را با تأخیر روبرو کند. بنابراین صبور باشید و هرآنچه را که درخواست می‌شود به سرعت آماده و ارسال کنید.
  3. کوچکترین تغییر در وضعیت خود (تغییر آدرس محل کار یا سکونت، ازدواج یا طلاق، تولد نوزادی جدید در خانواده، و…) را در اسرع وقت به اطلاع دفتر ویزا برسانید. در ارائه اطلاعات دقت کافی را مبذول داشته و هیچگاه دروغ نگویید یا اطلاعات متناقض ارائه نکنید.
  4. همواره به شیوه ای سیستماتیک و روشمند عمل کنید و سعی کنید گام‌های خود را مطابق فرایندی که تعریف شده است بردارید و مرحله به مرحله پیش بروید. هیچگاه سعی نکنید که اطلاعات  یا مدارک اضافه‌ای که درخواست نشده است را ارائه کنید.
  5. در مدت زمانی که منتظر بررسی پرونده خود هستید زمان را غنیمت شمرده و روی نقاط ضعف خود از جمله تقویت مهارت‌های زبان انگلیسی یا فرانسه (اگر به ایالتی فرانسه زبان مهاجرت می‌کنید) کار کنید. تسلط بر زبان انگلیسی یا فرانسه مهمترین ابزار برای بنای یک زندگی موفق در کاناداست.
  6. تا زمان بررسی پرونده فرصتی استثنایی در اختیار دارید که بازار کار کانادا را مطالعه کرده و عناوین شغلی که با توجه به رشته تحصیلی و سوابق کاری خود می‌توانید در آنها موفق شوید را شناسایی نمایید. تنظیم یک رزومه مناسب و نیز شرکت در دوره‌های آموزشی تخصصی و گرفتن گواهینامه‌هایی که ممکن است بر غنای رزومه شما بیافزایند را فراموش نکنید.
  7. مجدداً تأکید می‌کنم که یک کپی از هرآنچه که به دفتر ویزا ارسال می‌کنید را به همراه تاریخ ارسال نزد خود نگه دارید. همیشه رسید بسته‌های پستی ارسالی را نگه داشته و در صورت امکان بسته‌ها را از طریق اینترنت پیگیری (track) نمایید تا مطمئن شوید که به مقصد رسیده‌اند.
  8. اگر قصد دارید که از خدمات یک مشاور مهاجرت استفاده کنید و وی را به عنوان نماینده خود به اداره شهروندی و مهاجرت کانادا معرفی کنید، در مورد اعتبار و سوابق فرد مورد نظر تحقیق کنید. اگر مشاور ادعا می‌کند که عضو یک انجمن معتبر و رسمی در زمینه مهاجرت کاناداست، شماره عضویت وی را بخواهید و از طریق اینترنت و وب سایت انجمن مذکور صحت ادعای وی را بررسی کنید. از انتخاب مشاوران مجازی بپرهیزید و همیشه مطمئن شوید که به محل کار و دفتر مشاور خود دسترسی فیزیکی دارید. همانگونه که اداره شهروندی و مهاجرت کانادا نیز در وب سایت خود (http://www.cic.gc.ca) اعلام کرده است به هر شخص حقیقی یا حقوقی که کسب ویزای مهاجرت کانادا را برای‌ شما تضمین می‌کند شک کرده و محتاطانه عمل کنید. تصمیم گیرنده نهایی در مورد پرونده شما افسر ویزاست و هیچ مرجعی نمی‌تواند صدور ویزای اقامت دائم برای یک متقاضی را تضمین کند.
  9. امضای قرارداد مکتوب با مشاور را فراموش نکنید. پس از انتخاب مشاور وقت ملاقاتی با وی گرفته و تمام سوالات مرتبط با مهاجرت خود را از وی بپرسید تمام جوانب و مفاد قراردادی را که باوی امضا می‌کنید به دقت بررسی کنید.
  10. و در آخر، از همه مهتر اینکه در همه مراحل رویکردی مثبت داشته باشید و با اعتماد به نفس عمل کنید.

نوشتن دیدگاه

نکاتی برای خرید هوشمندانه و صرفه جویی در کانادا – 2

در ادامه پست قبلی در مورد خرید هوشمندانه در کانادا، قسمت دوم و در واقع آخر مطلب در این پست تقدیم خوانندگان عزیز وبلاگ می گردد:

10. در انتخاب بانک و حساب بانکی خود هوشمندانه عمل کنید. هنگامی که برای افتتاح حساب بانکی به یک بانک مراجعه می‌کنید تمامی گزینه‌های موجود را به دقت بررسی کنید. برخی بانک‌ها حساب‌هایی را پیشنهاد می‌کنند که با حفظ حداقل موجودی در حساب (مثلا 2000 دلار) هزینه ماهیانه یا هزینه‌ای برای هر ترانزاکشن از مشتری نمی‌گیرند. اگر پس اندازی دارید و می‌خواهید در یک حساب پس‌انداز بگذارید و از سود آن استفاده کنید بانک‌ها و حساب های مختلف را بررسی و مقایسه کرده و بهترین و مطمئن‌ترین گزینه را انتخاب کنید.
11. به شبکهFreecycle  در محل خود بپیوندید. Freecycle NetworkTM سازمانی است کاملا غیر انتفاعی متشکل از دوستداران محیط زیست که اعضای شبکه اجناسی که نیازی به آنها ندارند را به صورت رایگان در اختیار دیگر اعضا می‌گذارند و کالاهایی را که نیاز دارند به رایگان از سایر اعضا می‌گیرند. این جنبش غیر انتفاعی هم اکنون از 4,761 گروه و بیش از 6/5 میلیون عضو داوطلب در سطح جهان دارد. برای عضویت به وب ‌سایت شبکه با آدرس www.freecycle.org مراجعه کنید.
12. خرید پس از فصل!. حقیقتی که بسیاری از مردم از آن اطلاع دارند ولی در کمال تعجب کمتر به کار می بندند این است که قیمت اجناس فصلی در انتهای فصل فروش این اجناس به شدت کاهش می‌یابد و فرصت مناسبی است برای خرید محصولاتی که تاریخ مصرف ندارند. بنابراین بهترین وقت برای خرید مثلا لباس‌های زمستانی انتهای فصل زمستان است که می‌توان این لباس ها را با تخفیف‌های بسیار مناسب خریداری کرد (هرچند که باید برای استفاده از لباس تا زمستان بعد صبر کنید!).
13. بسیاری از فروشگاه‌های زنجیره‌ای از جمله Future Shop، Home Depot، و Staples گزینه تطبیق قیمت یا price-matching را در اختیار مشتریان خود قرار می‌دهند به این معنی که با مشتری شرط می‌کنند که اگر توانست جنس مورد معامله را با قیمتی پایین‌تر در یکی از فروشگاه‌های رقیب بیابد، جنس مذکور را با همان قیمت فروشگاه رقیب و یا حتی با درصدی پایین‌تر از رقیب در اختیارش قرار دهند. این گزینه را، اگر خود را ملزم می‌دانید که از فروشگاه خاصی خرید کنید (تا برای مثال از pointهای خرید فروشگاه مذکور را دریافت نمایید)، مورد استفاده قرار دهید.
14. توصیه می‌شود گارانتی اضافی نخرید. بسیاری از فروشگاه‌های محصولات الکترونیکی و لوازم خانگی مشتریان خود را ترقیب می‌کنند که با پرداخت هزینه‌ اضافه گارانتی محصول را مثلا از یک سال به دو یا سه سال افزایش دهند. دلیل مهمی که براساس آن توصیه می کنم پول خود را برای خرید گارانتی اضافی دور نریزید آماری است که سازمان مستقل و معتبر Consumer Reports منتشر کرده است که نشان می‌دهد لوازم برقی خانگی تقریبا هیچگاه در مدت زمان گارانتی خراب نمی‌شوند و اگر خراب شوند نیز هزینه‌ای که بابت تعمیر آن می‌پردازید خیلی بیشتر از هزینه‌ای که بابت گارانتی اضافه می‌پردازید نیست. البته تصمیم و پذیرش ریسک با خودتان است.
15. لوازم جانبی الکترونیکی یا کامپیوتری را از فروشگاه‌های زنجیره‌ای بزرگ نخرید. فروشگاه‌هایی مثل Best Buy یا Future Shop مکان مناسبی برای خرید کامپیوتر و لوازم الکترونیکی هستند ولی محل مناسبی برا خرید لوازم جانبی (accessories) مثل کابل، باتری، سوکت‌های مختلف و … نیستند. معمولا می‌توانید این نوع لوازم جانبی را در مغازه‌ کوچک نزدیک منزل‌تان یا حتی WalMart با قیمت مناسب‌تری بخرید.
16. همیشه قبل از خرید خدمات یا کالاها قیمت‌ها را مقایسه کنید. وقتی قصد دارید چیزی را بخرید (خصوصا لوازم خانگی و الکترونیکی) یا از برای خدماتی (مثل بیمه اتومبیل، یا بیمه منزل) پول بپردازید توصیه می‌شود که قیمت جنس یا خدمت مورد نظر را در فروشگاه‌ها و نمایندگی‌های مختلف مقایسه کنید (البته همیشه مطمئن شوید که قیمت جنس یا خدمتی با کیفیت و مشخصات مشابه را مقایسه می‌کنید). برای مقایسه قیمت اجناس می‌توانید از وب سایت‌های مختلفی که در این زمینه فعالیت می‌کند از جمله pricegrabber.ca، pricecanada.com و shopbot.ca استفاده کنید.
17. از سرویس‌های مکالمه راه دور ارزان استفاده کنید. برای مکالمات راه دور خود از کارت‌های تلفن یا خدماتی که شرکت‌هایی نظیر Skype، MagicJack، Comewave، Startec، و … ارائه می‌دهند استفاده کنید. این کمپانی‌ها با استفاده از تکنولوژی ‌اینترنتی VOIP خدمات خود را با قیمت بسیار نازل ارائه می‌کنند.
18.از سرویس‌های مکالمه راه دور رایگان استفاده کنید. اخیرا حتی سرویس مکالمه داخلی راه دور رایگان نیز برای برخی شهرها و مناطق کانادا راه‌اندازی شده است و تنها انتظاری که شرکت ارائه کننده سرویس برای استفاده از این خدمات از شما دارد این است که در هر مکالمه به یک آگهی بازرگانی کوتاه (در حد چند ثانیه) گوش کنید. برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می‌توانید به وب سایت‌ 644free.com یا zerocents.ca مراجعه کنید.
19. از مغازه‌های خواروبار کلاس بالا خرید نکنید. در اغلب موارد می‌توان تقریبا همان میوه یا خواروباری که مثلا در فروشگاه با کلاسی مثل Loblaws عرضه می‌شود را با قیمتی بسیار پایین تر از فروشگاهی مثل nofrills یا foodbasics خریداری کرد.
20. معمولا پیش فرض بسیاری از ما در برخورد با قیمت‌ اجناس این است که قیمت بالاتر نشان دهنده جنس مرغوب‌تر است. اما این پیش فرض همیشه درست نیست. شیوه مطمئن‌تر در برای انتخاب یک کالا جهت خرید مرور نظرات مصرف کنندگان در وب سایت‌ها و خصوصا اتاق‌های‌ گفتگو (forums) و نیز مرور نظرات و کارشناسان مختلف در زمینه جنس مذکور و مقایسه‌هایی است که بازهم می‌توانید در وب سایت‌های اینترنتی بیابید. بخش “Shopping Bags” در شبکه W Network مرورهای فراوانی از کالاهای مختلف را عرضه می‌کند که ارزش دارد نگاهی به آنها بیاندازید. برای خواندن نظرات کاربران در مورد کالاهای گوناگون می‌توانید به وب سایت epinions.com مراجعه کنید و برای دیدن مقایسه‌هایی که کارشناسان ارائه می‌کنند می‌توانید به consumerreports.org مراجعه کنید.

نوشتن دیدگاه

نکاتی برای خرید هوشمندانه و صرفه جویی در کانادا – 1

تقریبا همه ما هنگام خرید یک جنس به دنبال معامله بهتر و قیمت‌ مناسب‌تر هستیم خصوصا در این برهه زمانی که بحران مالی و رکود جهانی اقتصاد باعث شده است بسیاری از افراد کاهش هزینه‌ها را به عنوان راهی برای جبران کاهش قدرت خرید خود در پیش بگیرند. در اختیار داشتن ابزار قدرتمندی به نام اینترنت که شاید در رکودهای اقتصادی قبلی در اختیار مردم نبود این امکان را در اختیار خریداران قرار می‌دهد که در هنگام خرید یک کالا انتخاب‌های مختلف و قیمت‌های موجود را به آسانی با یکدیگر مقایسه کرده و بهترین‌ها را برگزینند. در این پست و در پست بعدی نکاتی‌ در مورد خرید در کانادا ارائه می‌شود که رعایت آنها می‌تواند موجبات صرفه جویی در پول شما را فراهم کند:

1. استفاده از سایت‌های ارائه کننده کوپن تخفیف. کوپن تخفیف برای خرید برخی اقلام شناخته شده را می‌توانید از طریق وب سایت‌هایی که این کوپن‌ها را ارائه می‌کنند دریافت کنید.در این وب سایت‌ها می‌توانید نام تجاری کالایی که قصد دارید بخرید را وارد کرده و ببینید که آیا کوپن تخفیف برای کالای مورد نظر موجود است یا خیر. برخی وب سایت‌ها مانند frugalshopper.ca کوپن‌های تخفیف قابل پرینت ارائه می‌کنند ولی برخی دیگر مثل save.ca کوپن‌های درخواستی را برایتان پست می‌کنند. وب سایت‌هایی دیگری نیز در این زمینه در سطح کانادا فعالیت می‌کنند که برای نمونه می‌توان از canadianfreestuff.ca و canadianshoppingdeals.com نام برد.
2. صفحه نیازمندی‌های روزنامه‌ها و مجلات را فراموش کنید. امروزه بهترین آگهی‌های و فرصت‌های خرید و فروش را می‌توان در وب‌ سایت‌هایی که در این زمینه فعالیت می‌کنند یافت. وب سایت‌های زیادی را می‌توان یافت که در این زمینه در سطح کانادا فعالیت می‌کنند و از جمله معروفترین و موفقترین آنها می‌توان از kijiji.ca و craigslist.com را نام برد . برخلاف مجلات و روزنامه‌ها برای آگهی گذاشتن در این وب سایت‌ها هزینه‌ای نمی‌پردازید و اگر یکبار خرید یا فروش جنسی از طریق این وب سایت ها را تجربه کنید با من هم عقیده خواهید شد که کارایی آنها اگر بیشتر از روزنامه‌ها و مجلات محلی بیشتر نباشد کمتر نیست.
3. اگر چانه زدن در هنگام خرید اجناس نو و دست دوم را دوست دارید، توصیه می‌کنم که در redflagdeals.net عضو شوید. در این سایت هرچه که بخواهید را خواهید یافت از کوپن‌های تخفیف و مقایسه قیمت‌ها گرفته تا اتاق‌های شلوغ گفتگو (forums) و خریدهای مجانی و رتبه بندی فروشگاه‌ها. اتاق‌های گفتگوی این وب سایت با بیش از 200,000 عضو محل مناسبی برای به اشتراک گذاشتن تجربیات و استفاده کردن از توصیه‌های دیگران در خرید کالایی به خصوص است. این وب سایت را بوک‌ مارک کنید و به خصوص در ماه دسامبر از فلایرهایی که یکی دو هفته قبل از کریسمس و باکسینگ دی در اختیارتان قرار می‌گیرد بیشترین استفاده را بکنید.
4. از کُدهای تخفیفی که می‌توان در خریدها‌ی آنلاین مورد استفاده قرار داد، غافل نشوید. امروزه تعداد بسیار زیادی از کانادایی‌‌ها به خرید آنلاین روی آورده‌اند و هر روز نیز بر این تعداد افزوده می‌شود. بسیاری از فروشگاه‌های زنجیره‌ای مثل Best Buy، Office Depot، Sears و…به شما اجازه می‌دهند که در هنگام خرید آنلاین از فروشگاه‌های اینترنتی‌شان از کُدهای تخفیف استفاده کنید. کُدهای تخفیف بسیاری از فروشگاه‌های بزرگ را می‌توانید در وب سایت‌هایی مثل retailmenot.com، goodbazaar.ca، و couponcraze.com بیابید.
5. اگر به کتاب و مطالعه کتاب علاقه دارید توصیه می‌شود کتاب مورد نظر خود را به صورت آنلاین بخرید. جالب است بدانید کتابی را که ممکن است در یک کتابفروشی (مثلا فروشگاه Chapters که بزرگترین کتابفروشی زنجیره‌ای در کاناداست) به قیمت 40 تا 50 دلار بخرید، می‌توانید از منابع آنلاین (یا حتی از طریق وب‌سایت خود Chapters یعنی chapters.indigo.ca (به قیمتی بسیار پایین‌تر (گاهی اوقات تا 50 درصد ارزان‌تر) تهیه کنید. معمولا هزینه ارسال نیز در این وب سایت‌ها برای خریدهای بالای 40 دلار رایگان است. از معروفترین وب‌سایت‌هایی که بر فروش کتاب تمرکز دارند می‌توان amazon.ca را نام برد. یکی دیگر از وب سایت‌هایی که می‌توان از آن با تخفیف‌های بسیار خوب کتاب خرید سایت bookcloseouts.com است.
6. هنگامی که می‌توان معاوضه کرد چرا بخرید؟ وب‌ سایت‌هایی وجود دارند که می‌توانید کتاب، سی‌دی‌های موسیقی و فیلم، و بازی‌های ویدیویی خود را در آنها با کتاب و سی‌دی‌های دیگران معاوضه کنید. روش کار بسیار ساده است: حسابی را در وب سایت باز کرده و کتاب‌ها یا دی‌وی دی‌هایی را که استفاده کرده‌اید و دیگر نیازی به آنها ندارید را جهت معاوضه با چیزهای جدید فهرست می‌کنید. بابت هر آیتمی که برای متقاضی می‌فرستید پس از آنکه متقاضی آیتم مذکور را دریافت کرد امتیاز یا کردیت کسب می‌کنید و با استفاده از این امتیازات می‌توانید آیتم‌هایی مورد نظر خود را درخواست کنید. تنها پولی که می‌پردازید هزینه پُست کالاست. از معروفترین این وب سایت‌ها در کانادا می‌توان titletrader.com و bookmooch.com و در آمریکا paperbackswap.com و swaptree.com را نام برد.
7. آمارها نشان می‌دهد که نرخ بنزین در پمپ بنزین‌های کانادایی به طور متوسط در صبح روزهای دوشنبه و پنجشنبه از پایین‌ترین سطح برخوردار است. اگر می‌توانید باک بنزین ماشین خود را در مواقع مذکور پُر کنید. برای یافتن پایین‌ترین نرخ بنزین در منطقه خود در هر روزی که بخواهید می‌توانید از وب سایت gasbuddy.com استفاده کنید.
8. در حال حاضر نرخ بهره وام پایین‌ترین سطح خود را در سالهای اخیر دارد. بنابراین از گزینه تجدید نظر در نرخ بهره وام (refinance) غافل نشوید. اگر بهره‌ای بسیار بالاتر از نرخ کنونی بهره وام می‌پردازید با یک متخصص وام در مورد refinance وام خود مشورت کنید. نرخ بهره وام به حدی کم شده است که در بیشتر موارد حتی اگر جریمه خاتمه زودهنگام ترم وام خود را حساب کنید نیز به صرفه است که اقدام به refinance وام خود کنید. برای اینکه ببینید دقیقا چه مقدار می‌توانید با این کار صرفه جویی کنید می‌توانید از ابزارRefinance Calculator در وب سایت gmacmortgage.com استفاده کنید.
9. حتما در بسیاری از فروشگاه‌‌ی بزرگ مثل Walmart علامت‌های حراجی که بر روی برخی کالاها نصب شده و مثلا اعلام می‌کند که ” دو تا 20 دلار” را دیده‌اید. با دیدن چنین علائمی تصور نکنید که برای استفاده از حراج راهی جز این ندارید که حتما دوتا از جنس مورد نظر را بخرید و درصورت خریدن یکی باید مثلا به جای 10 دلار قیمت حراج جنس، قیمت عادی آن مثلا 15 دلار را بپردازید. اگر فقط به یک عدد از کالای مورد نظر احتیاج دارید همان یک عدد را بردارید زیرا سیستم اسکن کالا در بسیاری از فروشگاه‌ها به نحوی تنظیم نشده است که بتواند برای کالای تک قیمت بالاتری را منظور کند.

نوشتن دیدگاه

طلاق درکانادا – 3

در ادامه مباحث قبلی در مورد طلاق در کانادا، پست امروز که آخرین پست در این موضوع است به مباحثی مثل خرجی و نفقه کودک و همسر و نیز نحوه تقسیم دارایی ها پس از طلاق تخصیص داده شده است.

خرجی کودک

پدر و مادر حتی پس از طلاق نیز وظیفه تامین مالی فرزندان را بر عهده دارند. معمولا مسئولیت حمایت مالی و پرداخت خرجی کودک بر عهده کسی است که حضانت و سرپرستی کودک را بر عهده ندارد و کودک نزد او زندگی نمی‌کند. میزان خرجی کودک بر اساس جدولی به نام Child Support Guideline تعیین می‌شود. عوامل اصلی تعیین کننده میزان خرجی عبارتند از میزان درآمد کسی (پدر یا مادر) که مسئولیت پرداخت خرجی را بر عهده دارد، تعداد کودکانی که پس از طلاق به جا مانده‌اند و باید به آنها خرجی پرداخت شود، و قوانین ایالتی که پرداخت کننده خرجی در آنجا سکونت دارد. میزان خرجی ممکن است پس از مدتی افزایش یا کاهش یابد. برای مثال، اگر کودک نیازهای خاصی داشته باشد مثلا نیاز به نگهداری در مهدکودک یا اگر پرداخت کننده خرجی خانواده جدیدی تشکیل دهد و مسئولیت حمایت مالی از آنها را بر عهده بگیرد یا چنانچه پرداخت کننده خرجی از وضعیت مالی پایین‌تری نسبت به دریافت کننده خرجی داشته باشد، ممکن است میزان خرجی افزایش یا کاهش یابد. برخلاف آنچه که همگان تصور می‌کنند پرداخت خرجی کودک هنگامی که وی به سن 18 سالگی می‌رسد پایان نمی‌یابد و تا زمانی که فرزند به مدرسه می‌رود و از نظر مالی مستقل نشده است ادامه خواهد یافت. اگر حکم پرداخت خرجی پس از اول ماه می سال 1997 صادر شده باشد نمی‌توان خرجی پرداخت شده را در اظهارنامه مالیاتی به عنوان کسورات مالیاتی قید کرد و دریافت کننده خرجی نیز مالیاتی بابت پول دریافتی نمی‌پردازد. شما به عنوان پرداخت کننده خرجی کنترلی بر نحوه خرج کردن پول پرداختی ندارید زیرا پیش فرض دادگاه این است که همسر سابق شما توانایی مراقبت از کودک را دارد و تمام پولی که ماهانه می‌پردازید خرج کودک می‌شود.

نکته مهم دیگری که در اینجا باید متذکر شوم این است که قانوناً پرداخت یا عدم پرداخت خرجی کودک به اینکه ازدواج رسمی بین والدین صورت گرفته است ارتباطی ندارد و والدین حتی اگر تنها یک شب را با هم گذرانده و بچه‌دار شده باشند بازهم ملزم به حمایت مالی از کودک خود هستند.

خرجی یا نفقه همسر

معمولا اگر یکی از والدین (پدر یا مادر) درآمد بیشتری نسبت به دیگری داشته باشد باید به طرف مقابل خرجی بدهد. فرمولی برای محاسبه خرجی همسر وجود ندارد و میزان این خرجی برای هر پرونده متفاوت بوده و توسط دادگاه تعیین می‌شود. دریافت کننده نفقه باید تمام تلاش خود را برای بالا بردن درآمد خود انجام دهد تا از نظر مالی مستقل شده و نیازی به دریافت خرجی نداشته باشد. هرچند معمولا مردان به زنان خرجی می‌دهند ولی اینکه چه کسی باید به دیگری خرجی بپردازد تحت تاثیر جنسیت افراد نیست. قاضی برای محاسبه میزان خرجی همسر و اینکه چه کسی باید به دیگری این خرجی را بپردازد عواملی از قبیل دارایی‌ها، درآمد، سن، وضعیت سلامت، و استاندارد زندگی دوطرف و این که کدام یک مسئولیت سرپرستی و حضانت کودک را بر عهده دارد، مدت زمانی که زن و شوهر با یکدیگر زندگی کرده‌اند و سهم و نقشی که هریک به لحاظ اقتصادی در توسعه و پیشرفت شغلی دیگری داشته است و نیز سهمی که هریک در توسعه اقتصاد خانواده داشته‌اند، و تاثیری که ازدواج یا طلاق بر وضعیت شغلی و مالی دوطرف داشته و خواهد داشت را مد نظر قرار می‌دهد. قاضی می‌تواند پرداخت خرجی همسر را به مدت زمان مشخصی محدود کند یا آن برای آن محدودیت زمانی خاصی قائل نشود. معمولا مدت زمانی که دو طرف با یکدیگر زندگی کرده‌اند و داشتن یا نداشتن فرزند عواملی هستند که در تعیین محدوده زمانی موثرند. به طور معمول اگر رابطه کوتاه بوده و دو طرف جوان و بدون فرزند باشند خرجی همسر باید در مدت زمان محدودی پرداخت شود ولی اگر رابطه ازدواج طولانی مدت بوده و فرزند یا فرزندانی از این رابطه به وجود آمده باشند معمولا قاضی پرداخت خرجی همسر را محدود به زمان معینی نمی‌کند ولی این امکان را به پرداخت کننده خرجی می‌دهد که هرزمان تغییر عمده‌ای در وضعیت مالی پرداخت کننده یا دریافت کننده صورت گرفت، به دادگاه مراجعه کرده و تقاضای خاتمه پرداخت خرجی را بدهد.

تقسیم دارایی‌ها پس از طلاق

در هنگام طلاق، ارزشی که در مدت ازدواج به دارایی خانواده افزوده شده است باید به صورت مساوی بین دوطرف تقسیم ‌شود. در اولین گام در تقسیم دارایی‌ها دارایی خالص هر طرف (زن و شوهر) به طور جداگانه محاسبه می‌شود. بدین منظور مجموع تمام دارایی‌های شوهر در هنگام طلاق که می‌تواند به صورت ملک یا املاک، وجه نقد در حساب‌های جاری یا پس‌انداز، سهام بورس، و غیره باشد را محاسبه و سپس از آن بدهی‌های فعلی وی و نیز دارایی‌هایی که در هنگام ازدواج داشته است را کم می‌کنند تا دارایی خالص شوهر محاسبه گردد. دارایی خالص زن نیز به همین ترتیب محاسبه می‌شود و مابه‌التفاوت دارایی خالص دو طرف مشخص می‌گردد. نیمی از مابه‌التفاوت دارایی باید به کسی که دارایی کمتری دارد پرداخت ‌شود تا هر دو طرف در هنگام طلاق دارایی خالص یکسانی داشته باشند. البته توجه داشته باشید که ممکن است تفاوت‌هایی در قوانینی که در این زمینه اعمال می‌شود، با توجه به ایالتی که زوجین در آن زندگی می‌کنند وجود داشته باشد.

نوشتن دیدگاه

طلاق درکانادا – 2

در ادامه بحث پست قبلی در مورد شرایط و مقررات طلاق در کانادا، در این پست مطالبی در مورد مراحل ارئه دادخواست طلاق و حق حضانت کودک را مورد بررسی قرار می دهم.

مراحل ارائه دادخواست طلاق

  • همیشه توصیه می‌شود قبل از تکمیل فرم‌های طلاق با وکیلی که متخصص قانون خانواده است مشورت کنید. وکیل مورد نظر می‌تواند وضعیت شما را بررسی کرده و نحوه برخورد قانون با آن را مشخص و نیز نحوه حفاظت از حقوق قانونی‌اتان را بازگو کند. اولین گام برای گرفتن طلاق تکمیل فرم‌های دادخواست طلاق است که با توجه به ایالت یا ناحیه‌ای که متقاضی طلاق در آن زندگی می‌کند، تفاوت دارند. اگر از خدمات یک وکیل استفاده می‌کنید، وی فرم‌های مورد نظر را از جانب شما تکمیل و مسئولیت فرایند طلاق را بر عهده می‌گیرد.
  • موارد خاصی وجود دارند که باید در فرم‌های تکمیل شده مورد اشاره قرار گیرند. برای مثال اگر فرزندی حاصل ازدواج باشد، متقاضی طلاق باید توافقات انجام گرفته در مورد فرزند مذکور (از جمله حق حضانت و میزان و نحوه حمایت مالی از کودک) را در فرم تقاضای طلاق قید کند و یا اگر در این مورد به توافقی با همسر خود نرسیده‌است، نحوه حضانت و حمایت مالی مد نظر و مورد رضایت خود را شرح دهد.
  • فرم‌های تکمیل شده را باید به همراه هزینه‌ بررسی پرونده به دادگاه تحویل و مراحل و دستورالعمل‌هایی که بازهم در ایالت‌ها و نواحی مختلف کانادا متفاوت است را دنبال نمود.

قبل و یا بعد از اقدام به طلاق (طلاق‌هایی که پس از یک سال زندگی جدا از هم زوجین صورت می‌پذیرد) این امکان برای طرفین وجود دارد که به مدت حداکثر 90 روز و با هدف مصالحه و آشتی بایکدیگر زندگی کنند. اگر در این مدت آشتی و توافقی صورت نگرفت و متقاضی طلاق همچنان بر خواسته خود پافشاری کرد درخواست طلاق مراحل خود را طی و نهایتاً توسط قاضی دادگاه بررسی می‌گردد.

طلاقی که زوجین در تمام موارد آن از جمله حضانت فرزندان و نحوه حمایت مالی از آنها با یکدیگر توافق دارند را اصطلاحاً طلاق توافقی یا uncontested divorce می‌نامند. در اکثر ایالت‌ها و نواحی کانادا طلاق توافقی به صورت غیابی و بدون نیاز به حضور زوجین در دادگاه صورت می‌پذیرد.

طلاق غیر توافقی (contested divorce)

اگر شما و همسرتان نتوانید در موردی از شرایط طلاق، مواردی مانند سرپرستی کودک (کودکان) یا میزان و نحوه حمایت‌های مالی از کودک (کودکان) و خرجی یا نفقه همسر، به توافق برسید طلاق را غیر توافقی یا اصطلاحا contested می‌نامند. شما و همسرتان باید مواردی را که نتوانسته‌اید در موردشان توافق کنید را کتبا و قبل از جلسه دادگاه به اطلاع مقامات قضایی ذیربط برسانید و مراحلی را که باید بر اساس قوانین دادگاه‌های ایالتی یا ناحیه‌ای پیش از برگزاری جلسه دادگاه و جهت تشریح و توضیح موارد مختلف انجام شود را طی کنید. پس از طی تمام مراحل مذکور که معمولا کاری وقت گیر و زمان‌ بر است درخواست طلاق در دادگاه مطرح شده و شما یا وکیل‌تان این فرصت را دارید که وضعیت و شرایط پرونده را برای قاضی توضیح دهید و برای اثبات ادعاهای خود شواهد و مدارک خود را ارائه کنید. تصمیم‌گیری نهایی در مورد مسائلی که مورد توافق شما و همسرتان نیست را قاضی دادگاه بر عهده دارد. هر زمان در طی مراحل آماده سازی و بررسی پرونده می‌توانید با همسر خود در زمینه موارد مورد اختلاف مذاکره کنید و قبل از برگزاری دادگاه با وی به توافق برسید.

در مرحله نهایی فرایند طلاقِ غیر توافقی تمام اطلاعات عرضه شده، چه اطلاعات ارئه شده در فرم‌های دادخواست طلاق و چه اطلاعاتی که در جلسه دادگاه ارائه شده است، را قاضی پرونده مرور می‌کند تا مطمئن شود که شرایط لازم برای صدور حکم طلاق وجود دارد و نهایتا رای و نظر خود را در مورد صدور حکم طلاق و نیز مسائل مورد اختلاف زوجین اعلام می‌کند. معمولا حکم طلاق 90 روز پس از امضای قاضی نهایی شده و می‌توانید برای دریافت سند یا گواهی طلاق ((Certificate of Divorce اقدام کنید.

حضانت کودک (Child Custody)

گاهی اوقات هر دو طرف (زن و شوهر) خواستار حق حضانت کودک (کودکان) هستند ودر این موارد معمولا تصمیم‌ گیری در مورد کسی که حق دارد حضانت یا تربیت و نگهداری کودک را پس از طلاق به عهده داشته باشد آسان نیست. اگر والدین در مورد سرپرستی و حضانت کودک به توافق نرسند قاضی دادگاه بر پایه اصول زیر در این مورد تصمیم‌گیری می‌کند:

  • تامین حداکثر مصالح و علائق کودک همواره در اولویت است.
  • کودک باید تا آنجا که مصالح و علائق وی اجازه می‌دهد هم با پدر و هم با مادر خود تماس و ارتباط داشته باشد.
  • رفتار قبلی یکی از والدین توسط دادگاه نمی‌تواند مورد توجه قرار بگیرد مگر اینکه رفتار مذکور بر توانایی فرد جهت ایفای نقش پدری یا مادری تاثیر گذار باشد.

قاضی برای تشخیص بیشترین مصالح و علائق کودک برخی از عوامل از جمله موارد زیر را مد نظر قرار می‌دهد:

  • نحوه نگهداری از کودک قبل از جدایی (کدام یک از والدین در بیشتر مواقع نگهداری کودک را بر عهده داشته‌اند؟ کدام یک کودک را به دکتر و دندانپزشک می‌برده است؟ چه کسی با معملمان و مدرسه کودک در ارتباط بوده؟ و…)
  • رابطه والد – فرزندی و قیود مربوط به آن
  • برخورداری از قابلیت‌ها و شایستگی‌های مادری یا پدری
  • سلامت جسمانی، احساسی و روانی والدین
  • زمانبندی‌های روزمره و برنامه‌ریزی‌های مربوط به کودک و والدین‌اش
  • سیستم‌های حمایتی (برای نمونه کمک و حمایت پدر بزرگ، مادر بزرگ و سایر خویشاوندان)
  • مسائل مرتبط با روابط خواهر و برادری (معمولا خواهران و برادران باید در کنار هم زندگی کنند، اما در برخی موارد ممکن است با جدایی آنها موافقت شود)
  • آرزوها و علائق کودک (سن مشخصی که کودک در آن سن حق انتخاب مادر یا پدر برای سرپرستی و تربیت خود را داشته باشد وجود ندارد. متناسب با سن کودک دادگاه وزن بیشتری را به آرزو و خواسته کودک اختصاص می‌دهد. معمولا خواسته و نظر فرزندان نوجوان مورد پذیرش دادگاه نیز قرار می‌گیرد).

چهار نوع حضانت در قوانین کانادا پیش بینی شده است. نوع اول sole custody نامیده می‌شود که به موجب آن یکی از والدین، پدر یا مادر، حق حضانت کودک را داراست. نوع دیگر joint custody یا حضانت مشترک است که در این نوع مادر و پدر مشترکاً حق حضانت فرزند را دارند. در نوع سوم که shared custody نامیده می‌شود پدر و مادر به طور مشترک حق حضانت کودک را دارا بوده و هریک می‌توانند حداقل 40 درصد از زمان را با کودک خود بگذرانند. نوع چهارم حضانت split custody یا حضانت دوبخشی است که به موجب آن مادر حضانت تعدادی از کودکان و پدر حق حضانت تعداد دیگر را داراست. همانگونه که قبلا اشاره شد دادگاه حتی الامکان این نوع حضانت را حکم نمی‌کند و سعی می‌نماید خواهران و برادران را از یکدیگر جدا نکند.

در پست بعدی مطالبی را در مورد خرجی کودک، خرجی همسر و نیز نحوه تقسیم دارایی ها پس از طلاق را به اطلاع خوانندگان عزیز وبلاگ می رسانم.

نوشتن دیدگاه

طلاق در کانادا – 1

نرخ طلاق در کانادا بالاست (حدوداً نصف نرخ ازدواج) و سالانه حدود 70,000 زوج در این کشور از یکدیگر جدا می‌شوند. متاسفانه این مشکل در میان خانواده‌های ایرانی مهاجر نیز وجود دارد و شخصاً، به واسطه ارتباطی که بنا بر مقتضیات شغلی با ایرانیان مهاجر داشته و دارم، بروز این مشکل در برخی خانواده‌های ایرانی را شاهد بوده و ریشه اصلی مشکلات بزرگتری که متعاقباً زن یا مرد جدا شده با آن دست به گریبان می‌شود را عدم آشنایی با قوانین و شرایط طلاق، که با مقررات و قوانین طلاق ایران کلاً متفاوت است، می‌دانم. تجزیه و تحلیل دلایل و ریشه‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، و یا حتی روانی بروز طلاق در خانواده‌های مهاجر نیاز به بحث‌های کارشناسی مفصلی دارد که در تخصص من نیست و قصد ورود به آن را ندارم. تنها هدف سلسله مطالبی که با عنوان “طلاق در کانادا” در این وبلاگ مشاهده خواهید کرد مرور کلی قوانین طلاق کانادا جهت آشنایی افرادی که قصد دارند به این کشور مهاجرت کنند و یا هموطنان عزیزی که در این کشور زندگی می‌کنند، می‌باشد. به نظر من طرح این نوع مطالب در این وبلاگ و وبلاگ‌هایی با موضوع مشابه ضروری است زیرا معتقدم کسی که قصد دارد به کشوری جدید مهاجرت کند باید حتی‌ الامکان با شرایط و شیوه کار و زندگی، فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعی، و از همه مهمتر قوانین حاکم در کشور جدید (حتی مورد ناخوشایندی مانند طلاق) آشنا شود و با آشنایی و آمادگی کامل مهاجرت کند و در نتیجه با مشکلات کمتری روبرو شده و گام‌های مستحکم‌تر و موفق‌تری را در مسیر زندگی تازه خود بردارد.

عبارت “همسر” در مطالب پیش رو به زن و یا شوهر می‌تواند اطلاق شود و قوانین مورد اشاره برای هر دو طرف به شکل مساوی قابل اجراست.

شرایط لازم جهت ارائه دادخواست طلاق

در صورتی می‌توانید برای جدایی رسمی از همسر خود اقدام کنید که:

  • ازدواج شما به شکل قانونی در کانادا یا هر کشور دیگری به ثبت رسیده باشد؛
  • قصد جدایی دائم از همسر خود را داشته و معتقدید که هیچ شانسی برای اینکه بتوانید بیش از این با یکدیگر زندگی کنید وجود ندارد، یا قبلا در حال زندگی جدا از همسر خود بوده و تمایلی به رجوع و ادامه زندگی با وی ندارید؛ و
  • شما یا همسرتان به مدت حداقل یک سال قبل از ارائه دادخواست طلاق در یکی از ایالت‌ها یا نواحی کانادا زندگی کرده باشید.

برای اینکه دادخواست طلاق را ارائه کنید لازم نیست شهروند کانادا بوده و تابعیت این کشور را اخذ کرده باشید.

شرایط لازم جهت گرفتن طلاق

برای گرفتن طلاق باید نشان دهید که ازدواج‌تان با شکست مواجه شده یا اصطلاحا break down شده است. از نظر قانون، “شکست ازدواج” یا به عبارتی به بن بست رسیدن ازدواج در صورتی محرز است که یکی از موارد زیر اتفاق بیافتد:

  • شما و همسرتان به مدت حداقل یک سال جدای از هم زندگی کرده و معتقدید که ازدواج‌تان به بن بست رسیده است و امکان سازش وجود ندارد؛ یا
  • همسرتان با شخص ثالثی ارتباط جنسی داشته و این عمل از نظر شما قابل چم‌ پوشی و بخشش نباشد؛ یا
  • همسرتان از لحاظ روحی و روانی یا جسمی و فیزیکی به شما ظلم و ستم روا داشته به نحوی که تحمل ادامه زندگی با وی از شما سلب شده است.

مورد آخر که اصطلاحا Cruelty نامیده می‌شود ممکن است مواردی همچون خشونت‌های فیزیکی و رفتارهایی که باعث اضطراب و نگرانی‌های شدید روحی و روانی می‌شود را شامل گردد.

بیش از 80 درصد طلاق‌هایی که در کانادا به وقوع می‌پیوندد از نوع اول بوده و “شکست ازدواج” پس از آنکه زوجین یک سال جدا از هم زندگی کردند محرز می‌گردد. بر اساس قانون برای این نوع طلاق هیچ یک از طرفین نیازی ندارند که عدم امکان سازش را به اثبات برسانند یا ثابت کنند که طرف مقابل مقصر و باعث به بن بست رسیدن و شکست ازدواج بوده است؛ تنها یک سال زندگی جدا از هم “شکست ازدواج” را به اثبات می‌رساند. اما برای مورد دوم (خیانت همسر) و مورد سوم (بدرفتاری‌های فیزیکی و روانی) متقاضی طلاق باید بتواند ادعای خود را با ارائه مدارک و شواهد در دادگاه به اثبات برساند. در پست بعدی مراحل ارائه دادخواست طلاق و مسائل مربوط به حضانت فرزندان و خرجی همسر را مورد بحث قرار می دهم.

نوشتن دیدگاه

محدودیت‌های جدید برای بنگاه‌های کاریابی بین‌المللی مانیتوبا

ایالت مانیتوبا که در مقایسه با بریتیش کلمبیا و اُنتاریو تازه‌ واردان کمتری را به خود جذب می‌کند، در سالهای اخیر سعی و تلاش درخور توجهی را برای جذب مهاجران ونیروهای کار خارجی به کار بسته و کوشیده‌است تا با فراهم نمودن تسهیلات مختلف نرخ مهاجرت به مانیتوبا را افزایش داده و از این طریق نیاز بازار کار محلی به نیروهای جدید را تامین کند. هر چند دولت مانیتوبا تا حد زیادی در این زمینه موفق بود‌ه است ولی ظاهرا تسهیلات مذکور بستر مناسبی را برای سودجویی برخی بنگاه‌های کاریابی بین‌المللی و شیادانی که تحت پوشش “مشاور مهاجرت” مبادرت به دریافت پول‌های کلان و دادن تضمین‌های بی اساس به متقاضیان می‌کنند، فراهم کرده‌است. دامنه شکایات و اعمال خلاف قانون افراد مذکور دولت مانیتوبا را بر آن داشت که محدودیت‌های بیشتری را بر فعالیت بنگاه‌های کاریابی و مشاوران مهاجرت در این ایالت وضع کند. بر اساس قانون جدید استخدامی (WRAPA) که از ابتدای ماه آوریل امسال و به منظور حمایت از نیروی کار موقت خارجی به اجرا در آمده است، کارفرمایانی که اقدام به استخدام نیروی کار خارجی می‌کنند باید اطلاعات مربوط به شرکت‌ خود و نیز شغلی که قصد دارند نیروی کار خارجی را برای آن استخدام کنند را در اختیار دولت مانیتوبا قرار داده و همچنین شرکت خود را در اداره استانداردهای استخدامی مانیتوبا به ثبت برسانند. بنگاه‌های کاریابی یا مشاوران مهاجرتی که نیروهای کار خارجی را به مانیتوبا وارد کرده و آنها را در بازار کار این ایالت به کار می‌گمارند نیز باید گواهینامه‌ و مجوزهای قانونی لازم را از اداره استانداردهای مانیتوبا کسب کنند. تنها مشاوران مهاجرتی واجد شرایط دریافت گواهینامه مذکور هستند که عضو انجمن مشاوران مهاجرت کانادا (CSIC)، یا عضو یک انجمن حقوقی معتبر فدرال یا ایالتی باشند.

محدودیت مهم دیگری که قانون جدید بر بنگاه‌های کاریابی و مشاوران مهاجرت مانیتوبا اعمال می‌کند و برخی انتقادات را نیز به همراه داشته است ممنوعیت دریافت حق‌العمل از نیروی کار خارجی است. به عبارت دیگر مشاور مهاجرت یا بنگاه کاریابی که واسطه استخدام نیروی کار خارجی برای کارفرمایی در مانیتوباست حق ندارد هزینه خدمات خود را از نیروی کار طلب کند بلکه باید آن را از کارفرمای ذینفع بگیرد.

مقامات رسمی ایالت معتقدند محدودیت‌های جدید حافظ منافع هر دو طرف، نیروهای کار خارجی و ایالت مانیتوباست، اما منتقدان قانون جدید درخواست پول از کارفرما را در شرایط فعلی غیر ممکن دانسته و اظهار می‌کنند با توجه به شرایط بد اقتصادی و فراوانی نیروهای کار محلی و نیز با در نظر گرفتن این حقیقت که کارفرمایان معمولا تمایل دارند مهاجران تازه وارد را در مشاغلی که نیاز به تخصص چندان بالایی ندارد استخدام کنند، پرداخت پول جهت استخدام نیروی کار خارجی فاقد توجیه اقتصادی برای کارفرمایان است. منتقدان قانون جدید معتقدند که محدودیت‌های وضع شده باعث خواهد شد که بسیاری از بنگاه‌های بین‌المللی کاریابی بیزنس خود را به ایالت‌های دیگر خصوصا ایالت‌های همجواری مانند ساسکاچوان منتقل کنند و این مسئله کاهش نرخ مهاجران ایالت مانیتوبا را در طولانی مدت به دنبال خواهد داشت.

هر چند نباید انتقاداتی از این دست را از نظر دور داشت ولی آنچه مسلم به نظر می‌رسد این است که کلاهبرداری‌های صورت گرفته در مورد نیروهای کار خارجی در مانیتوبا و یا تخلفاتی که در مورد استخدام پرستاران سرخانه (Live-in Caregivers) در ایالت‌های مختلف صورت پذیرفته و حساسیت‌های عمومی را نیز برانگیخته‌ است، ضرورت اعمال نظارت‌های صنفی و قانونی بر کسانی که در زمینه مهاجرت کانادا مشغول به کارند و نیز برخورد قانونی با کلاهبردارانی که فاقد هرگونه مجوز یا صلاحیت حرفه‌ای بوده و تحت پوشش بنگاه‌های کاریابی بین‌المللی و مشاوره مهاجرت مشغول فعالیت هستند را بیش از پیش یادآور می‌شود و مورد تاکید قرار می‌دهد. نگارنده این سطور معتقد است انجمن‌های صنفی و حرفه‌ای مشاوران مهاجرت همچون CSIC و یا CAPIC می‌توانند نقش پررنگ تری را در این زمینه به عهده بگیرند و برخورد فعال‌تری با موضوعات مهمی از این دست داشته باشند. مدیران و اعضای انجمن‌های مذکور توان آن را دارند که با فراهم نمودن بستری مناسب زمینه اخذ تدابیر لازم یا اعمال محدودیت‌های احتمالی از سوی نهادهای مدنی و دولتی را فراهم کنند.

نوشتن دیدگاه

محدودیت‌های جدید برای ورود به آمریکا

اگر مقیم کانادا هستید و در آینده نزدیک برنامه‌ای برای سفر به آمریکا دارید تاریخ اول ژوئن سال 2009 را به خاطر بسپارید. ازتاریخ مذکور مرحله آخر قانون(Western Hemisphere Travel Initiative (WHTI به اجرا در آمده و محدودیت‌های جدیدی بر عبور و مرور از مرزهای آمریکا اعمال می‌گردد. از سی‌ام ماه می 2009 به بعد گواهی تولد، گواهینامه رانندگی، یا حتی کارت شهروندی از کانادایی‌هایی که قصد دارند از راه زمینی یا دریایی وارد ایالات متحده امریکا شوند، پذیرفته نمی‌شود و بر اساس قانون WHIT باید یکی از اسناد زیر توسط مسافر ارائه شود (البته کانادایی‌های زیر 15 سال مستثنی بوده و کماکان می‌توانند با ارائه گواهی تولد و یا کارت شهروندی کانادا به آمریکا وارد شوند):

پاسپورت

اداره امور بازرگانی بین‌الملل و روابط خارجی کانادا (DFAIT) پاسپورت را تنها مدرک مسافرتی بین‌المللی می‌داند که در سرتاسر دنیا پذیرفته می‌شود و کانادایی ها می‌توانند به راحتی آن را تهیه کرده و برای سفرهای خارجی خود مورد استفاده قرار دهند. به عبارت دیگر با پاسپورت می‌توانید به هرکشوری از جمله ایالات متحده امریکا وارد شوید.

کارت NEXUS

شهروندان و افراد مقیم دائم کانادا یا آمریکا که به طور مکرر از مرزهای کانادا/آمریکا عبور ‌می‌کنند، می‌توانند از مزایای یکی از دوبرنامه ای که اجرای آنها بر عهده اداره خدمات مرزی کانادا (CBSA) و اداره گمرک و حفاظت مرزی آمریکاست، بهره مند شوند. یکی از این برنامه‌ها کارتی به نام NEXUS و برنامه دیگر کارتی به نام کارت FAST را در اختیار متقاضی قرار می‌دهد . دارندگان کارت NEXUS می‌تواند از تسهیلات ویژه‌ درهنگام عبور از مرزهای کانادا/آمریکا برخوردار ‌شود. از جمله این تسهیلات می‌توان به استفاده از لاین اختصاصی هنگام عبور از مرزهای زمینی و یا بکارگیری کیوسک‌های خودکاردر فرودگاه ها که از طریق آنها می‌توان تاییدیه عبور را به سرعت دریافت کرد، اشاره نمود. برای اطلاع از نحوه و شرایط درخواست کارت NEXUS می‌توانید به وب سایت اداره خدمات مرزی کانادا به آدرس اینترنتی www.cbsa-asfc.gc.ca مراجعه کنید.

کارت FAST

کارت Free Secure Trade یا FAST مزایایی مشابه کارت NEXUS را در اختیار بازرگانان، رانندگان، و کارکنانی که بنا بر نیازهای شغلی لازم است امکان تردد مکرر از مرزهای دو کشور را داشته باشند، قرار می‌دهد. برای اطلاع از نحوه و شرایط دریافت این کارت نیز می‌توانید به آدرس اینترنتی اداره خدمات مرزی کانادا مراجعه کنید.

کارت EDL و کارت EIC

کارت EDL نیز از جمله اسناد و مدارکی است که بر اساس قانون WHIT در پایانه‌ها و مبادی مرزی کانادا/آمریکا مورد قبول است. اگر مکرراً از مرزهای زمینی یا دریایی کانادا/آمریکا عبور می‌کنید، تهیه Enhanced Drivers’ License، که درواقع نوعی گواهینامه رانندگی ویژه است، را به شما توصیه می‌کنم. هنگامی که کارت EDL در مبادی ورودی مرزی توسط دستگاه مخصوص خوانده می‌شود، سیگنالی توسط تراشه الکترونیکی تعبیه شده درکارت به کامپیوتر افسر گمرک منتقل می‌شود و از این طریق امکان دسترسی سریع مامور مربوطه به اطلاعات شخصی دارنده کارت فراهم می‌گردد. کارت مشابهی که تمام مزایای کارت EDL را در اختیار کسانی که رانندگی نمی‌کنند قرار می‌دهد کارت EIC یا Enhanced Identification Card نام دارد. این کارت‌ها که اندازه‌ای مشابه کارت گواهینامه رانندگی دارند در پایانه های مرزی زمینی یا دریایی امریکا/کانادا پذیرفته شده و همچون پاسپورت امکان ورود به این کشورها را برای دارنده فراهم می‌کنند. ایالت‌های بریتیش کلمبیا، مانیتوبا، کِبک، و اُنتاریو اخیرا صدور کارت EDL را آغاز کرده‌اند و در حال حاضر درخواست صدور کارت در این ایالت‌ها از متقاضیان پذیرفته می‌شود. ساکنین اُنتاریو می‌توانند برای درخواست هریک از این کارت‌ها به نزدیکترین اداراه ServiceOntario مراجعه کنند.

نوشتن دیدگاه

نوشته‌های قدیمی‌تر »
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.